آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

51.امروز ما!

1391/11/28 22:19
نویسنده : مامان آرام
190 بازدید
اشتراک گذاری

امروز بابا میخواست بره دفتر مرکزی ... منم گفتم هوس کردم برم تیراژه ... 1-2 بار قبلا رفته بودم دوستش ندارم گفتم امروز برم شاید دوستش داشته باشم! ولی بازم نداشتم!!! حالا بهرحال صبح من و آمیتیس رفتیم خونه ی مرضیه ... که ای کاش نمیرفتم ... آخه سارینا مریض بود ولی مرضی میگفت مریض نیست! بچه دهنش قشنگ بوی عفونت میداد ولی مرضی میگفت فقط آبریزش داره اونم از 21 بهمن! تا الان هم دارو خورده پس واگیر نداره! بچه ی لجبازی هم هست هرکاری بهش بگی نکن دقیقا همون کار رو میکنه ... هر چی بهش گفتم نرو تو صورت این بچه تا من روم رو میکردم اونور تو دهن آمیتیس بود:( خوب چند بار من بگم؟؟؟ مامانش یه بار بگه بدک نیست! ایشششششششششش همش تقصیر خودمه پس نمیشه زیاد غر بزنم!

بعد از ناهار مرتضی اومد دراز بکشه که گفتم پاشو که دیگه از پس سارینا برنمیام ... خلاصه ساعت حدود 2 بود ... رفتیم تیراژه ... تو مطب دکتر پروند یه عروسک tolo داره که توش سوت داره و آمیتیس خیلی دوستش داره ... داشتم دنبال خرید اون میگشتم ... که شکر خدا نبود! پریروزا یه خانومی تو نی نی سایت داشت ولی من میخواستم خودم بخرم که بازم کاش از اون خریده بودم:( از تیراژه 2 تا لاک خریدم واسه خودم و یه ست 3 تایی رنگ انگشتی واسه آمیتیس ... میخوام نقش دست و پاش رو بزنم و قابش کنم:*

ساعت 5:15 وقت دکترمون بود ... آمیتیس هم تو ماشین خوابش برده بود مجبور بودیم دور دور کنیم تا خواب بمونه:) یه ربع به 5 من رفتم تو مطب و مرتضی و آمیتیس پایین بودن ... تو مطب یه نوزاد 10 روزه آورده بودن که من کلی خدا رو شکر کردم که اون روزام تموم شد! خیلی سخت بود و خیلی نی نی کوچولو بود تازه 0.5 کیلو درشتتر از آمیتیس بود ولی به نظر من یه جوجه بود:دی آمیتیس که اومد بالا مطب رو گذاشت رو سرش! انقدر آآآآآآآ و عمه عمه کرد که همه دیوونه شدن از دستش:دی بالاخره نوبتمون شد و رفتیم تو ... به دکتر گفتم براش واکسن آنفولانزا تزریق کرد و بهمون یه سری ویتامین دیگه داد و قرار شد براش یه آمپول D3 هم تزریق کنیم ... خلاصه از اونجا اومدیم بیرون رفتیم مغازه ی سی نی نی تو پاسداران که جای قدیم سه نی نی باز شده - البته خیلی وقته! - ببینم این عروسک سوتی تولو رو داره یا نه ... که داشت ولی خیلییییییییییییییییییییییییییییی کثیف! گفت ته بارمون بوده! بعد یه جوری حرف میزد کاملا از سر شکم سیری ... کلا فروشنده های جالبی نداشت ولی چون مرتضی خسته بود گرفتمش ولی به دلم نچسبیده اصلا ... شستمش هم ولی بازم دوستش ندارم:(

اینم از عکسش ...

طفلی علاوه بر همه ی مشکلاتی که گفتم بدعکس هم هست!

اینم از امروز ما!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

فرناز مامی علی
28 بهمن 91 23:54
ای جانم ...ماامروز میخواستیم بیاییم دکتر پروند که تنبلی کردیم کاش میومدیم شمارو هم میدیدیم

مبارک باشه خریدات ..ای گفتی اون فروشنده ها رو ...منم ازشون خوشم نمیاد اونجا 2-3 تا نیستان پایین تر از خونه مادر شوهرمه برای همین منم اونحا زیاد میرم خیلی هم گرون فروشن!


آره انقدر که گرون گرون میفروشن 15 تومن براشون عددی نیست که بخوان واسش وقت تلف کنن!
آره کاش میومدی تنبلللللللل
هانی جون
29 بهمن 91 23:57
تو این هوا و با این همه ویروس آدم با بچه تو خونه بمونه سنگین تره...
خریداش هم مبارک باشه دخملمون...کف پا و دستشو چاپ زدی اینجا هم بذار ببینیم عزیزم...


باوشهههههههههههههه میذارم
زهرا
30 بهمن 91 0:50
آرام جون واکسن آنفولانزا برای چی ؟

همینطور D3 ؟



واکسن آنفولانزا برای جلوگیری از آنفولانزاهای مختلفی که با اینهمه آلودگی اومده ... د3 هم برای رشد بهتر و محکم شدن استخونهای نی نی چون گفت رشد سریع داشته و ممکنه به استخوانهاش صدمه بخوره
tahmin
30 بهمن 91 11:26
ارااااااااااااااام ای کاش میدونستم میومدم تیراژه میدیدمتون ..
اخی خوشت نیومد؟؟

خاله سوت سوتکت مبارکه

من قبلا هم اومده بودم خوشم نیومده بود شاید موقع خوبی نمیام! نمیدونم! مرسی خاله
tahmin
30 بهمن 91 11:28
ارامی کدوم خانوم نی نی سایت اسباب بازی داره ؟؟ منم برم ببینم


تهمین یه تاپیک زده بود ... فقط هم از این سوتی ها داشت
مامان آیسا
30 بهمن 91 12:40
$$$$$$$$ __$$__$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$__$$$$$$(¯`v´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(●)´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(●)´¯)$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ ______$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ ________$$$(¯`(●)´¯)$$ ___________$(_.^._)$ اپپپپپپپم اپم اپم ____________$$$$$$
مامان آیسا
30 بهمن 91 12:48