51.امروز ما!
امروز بابا میخواست بره دفتر مرکزی ... منم گفتم هوس کردم برم تیراژه ... 1-2 بار قبلا رفته بودم دوستش ندارم گفتم امروز برم شاید دوستش داشته باشم! ولی بازم نداشتم!!! حالا بهرحال صبح من و آمیتیس رفتیم خونه ی مرضیه ... که ای کاش نمیرفتم ... آخه سارینا مریض بود ولی مرضی میگفت مریض نیست! بچه دهنش قشنگ بوی عفونت میداد ولی مرضی میگفت فقط آبریزش داره اونم از 21 بهمن! تا الان هم دارو خورده پس واگیر نداره! بچه ی لجبازی هم هست هرکاری بهش بگی نکن دقیقا همون کار رو میکنه ... هر چی بهش گفتم نرو تو صورت این بچه تا من روم رو میکردم اونور تو دهن آمیتیس بود:( خوب چند بار من بگم؟؟؟ مامانش یه بار بگه بدک نیست! ایشششششششششش همش تقصیر خودمه پس نمیشه زیاد غر بزنم!
بعد از ناهار مرتضی اومد دراز بکشه که گفتم پاشو که دیگه از پس سارینا برنمیام ... خلاصه ساعت حدود 2 بود ... رفتیم تیراژه ... تو مطب دکتر پروند یه عروسک tolo داره که توش سوت داره و آمیتیس خیلی دوستش داره ... داشتم دنبال خرید اون میگشتم ... که شکر خدا نبود! پریروزا یه خانومی تو نی نی سایت داشت ولی من میخواستم خودم بخرم که بازم کاش از اون خریده بودم:( از تیراژه 2 تا لاک خریدم واسه خودم و یه ست 3 تایی رنگ انگشتی واسه آمیتیس ... میخوام نقش دست و پاش رو بزنم و قابش کنم:*
ساعت 5:15 وقت دکترمون بود ... آمیتیس هم تو ماشین خوابش برده بود مجبور بودیم دور دور کنیم تا خواب بمونه:) یه ربع به 5 من رفتم تو مطب و مرتضی و آمیتیس پایین بودن ... تو مطب یه نوزاد 10 روزه آورده بودن که من کلی خدا رو شکر کردم که اون روزام تموم شد! خیلی سخت بود و خیلی نی نی کوچولو بود تازه 0.5 کیلو درشتتر از آمیتیس بود ولی به نظر من یه جوجه بود:دی آمیتیس که اومد بالا مطب رو گذاشت رو سرش! انقدر آآآآآآآ و عمه عمه کرد که همه دیوونه شدن از دستش:دی بالاخره نوبتمون شد و رفتیم تو ... به دکتر گفتم براش واکسن آنفولانزا تزریق کرد و بهمون یه سری ویتامین دیگه داد و قرار شد براش یه آمپول D3 هم تزریق کنیم ... خلاصه از اونجا اومدیم بیرون رفتیم مغازه ی سی نی نی تو پاسداران که جای قدیم سه نی نی باز شده - البته خیلی وقته! - ببینم این عروسک سوتی تولو رو داره یا نه ... که داشت ولی خیلییییییییییییییییییییییییییییی کثیف! گفت ته بارمون بوده! بعد یه جوری حرف میزد کاملا از سر شکم سیری ... کلا فروشنده های جالبی نداشت ولی چون مرتضی خسته بود گرفتمش ولی به دلم نچسبیده اصلا ... شستمش هم ولی بازم دوستش ندارم:(
اینم از عکسش ...

طفلی علاوه بر همه ی مشکلاتی که گفتم بدعکس هم هست!
اینم از امروز ما!


51.امروز ما!
